مردی را که ادعای نبوت می کرد نزد هارون الرشید بردند . هارون پرسید : « معجزه ات چیست ؟ » گفت : « هر چه بخواهی »

هارون گفت : این جند نوجوان بی ریش را که در مجلس حضور دارند ریش دار کن . » گفت : « حیف است که این صورتهای زیبا و نیک را زشت کنم . اگر بخواهی تو را بی ریش می کنم . »